پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

30

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

مشاهده كردم كه در كنار من ايستاده بود در حالى كه محاسن ( سپيد ) او از اشك چشمش‌تر شده بود و با خود زمزمه مىكرد : « پدر و مادرم به فداى شما باد ! پيران شما بهترين پيران ؛ جوانان شما بهترين جوانان ؛ و زنان شما بهترين زنان ؛ و خاندان شما بهترين خاندان‌ها هستند كه هرگز خوار نمىگردند و شكست نمىخورند . » « 1 » خطابهء فاطمه بنت الحسين - عليهما السلام - به هنگام ورود به شهر كوفه على رغم ايجازى كه دارد ، داراى نكاتى آموزنده و راهگشا است كه قسمت‌هاى كوتاهى از آن را براى نقل در اين اوراق برگزيده‌ايم : . . . اى اهل كوفه ! اى اهل مكر و خدعه ! خداوند ما را به شما مبتلا ساخت و شما را به وسيلهء ما امتحان كرد و ما را به اين آزمون ستود ، ماييم گنجينه علم و فهم و حكمت او و حجّت خدا براى همهء سرزمين‌ها بر روى زمين . . . . شما ما را تكذيب و تكفير كرديد و ريختن خون ما را مباح دانستيد و جنگيدن با ما را حلال و چپاول اموال ما را روا داشتيد . گويا ما از اسيران تركستان و كابل بوديم ! . . . اى اهل كوفه ! شيطان شما را فريفت و از راه راست منحرف ساخت و چنان پردهء جهل در مقابل چشمان شما كشيد كه شما ديگر هدايت نخواهيد شد . . . » « 2 » نوشته‌اند هنگامى كه خطابهء آتشين فاطمهء بنت الحسين به اينجا رسيد ، مردم كوفه با صداى بلند گريستند و گفتند : « اى دختر پاكان ! دل‌ها و سينه‌هاى ما را - با اين خطابه - آتش زدى و جگرهاى ما را در آتش اندوه سوزاندى . ديگر بس كن » « 3 » و فاطمه ساكت شد . خطابهء امّ كلثوم ( س ) دختر امير مؤمنان على ( ع ) از حنجره‌اى بغض‌آلود و با چشمانى گريان در آن روز فراموش ناشدنى ، ابعاد ديگرى از قيام ماندگار حسينى را آشكار ساخت و ستم كوفيان را در حقّ شهداى كربلا به تصوير كشيد به گونه‌اى كه كوفيان را در حسرتى دامنه‌دار فرو برد و دلهاى سنگى آنان را به بيقرارى واداشت . « 4 » خطابهء كوبندهء امام زين العابدين پيش از ورود به دارالامارهء كوفه ، مكمّل خطابه‌هاى

--> ( 1 ) . لهوف ، ترجمهء عقيقى بخشايشى همراه با متن عربى ، ص 165 تا 169 . ( 2 ) . همان ، ص 171 تا 175 به اختصار . ( 3 ) . همان ، ص 175 . ( 4 ) . همان ، ص 175 تا 177 .